من و شما

نگاهی گذرا به تاریخ جنبش زنان آلمان

leave a comment »

برگردان: ژاله دبیرسپهری


جنبش رهایی طلبی زنان در آلمان نسبت به فرانسه و انگلستان با کمی تاخیر آغاز شد. در واقع زنان فرانسوی حرکت های خود را با انقلاب کبیر در اواخر قرن هجده آغاز کردند و باشگاههای زنان و تعاونی های کارگری زنان انقلابی را با شعار «آزادی برابری » بنا نهادند.اما در آلمان حرکت برابری خواهی زنان در نیمه اول قرن 19آغاز شد. «لوییز اتتو پیترز» اولین زنی بود که در آلمان مطالبات زنانه را در جامعه سیاسی مطرح کرد. در طی دوران صنعتی شدن، زنان آگاهانه متوجه تبعیضی که در مورد آنها روا می شد شدند. کارخانه ها به نیروی کار زنان احتیاج داشتند و حالا زنان خود را با مردانی مقایسه می کردند که در همان کارخانه ها مشغول کار بودند و در شرایط برابر از امکانات بیشتری بهره مند می شدند. در این شرایط هر چند که زنان با کار کردن در خارج ازخانه خود را از وابستگی اقتصادی به مردان رها کردند اما پیشبرد زندگی برای آنها به عنوان زن خیلی هم آسان نبود. کارگران زن استثمار می شدند به این صورت که کمترین حقوق را دریافت می کردند روزانه بین 9 تا 12 ساعت کار می کردند، بچه های آنها از هیچ حمایتی بر خوردار نبودند و مادران هم بیمه درمانی نداشتند. اما از طرفی قسمتی از کار خانگی زنان هم کم کم بی ارزش شد. به این دلیل که بسیاری از محصولاتی که قبلا زنان در خانه تولید می کردند حالا با قیمتهای تمام شده ارزانتر در کارخانه ها تولید می شد، پس تولید خانگی هم دیگر هیچ رضایت شخصی برای زنان به دنبال نداشت و به این دلیل زنان شروع کردند به یادگیری و تلاش برای به دست آوردن شغل های مختلف در خارج از خانه. وبه این ترتیب بود که به مطالبات جنبش زنان آلمان، حق یادگیری وگذراندن دوره های آموزشی برای مهارت های شغلی هم اضافه شد. درهمین دوران تشکل های زنان توانستند به خیلی از خواسته های خود دست پیدا کنند و درنهایت در سال 1918 توانستند حق رای دادن و شرکت در انتخابات را کسب کنند. و به این ترتیب زنان توانستند تا قبل از جنگ جهانی اول پایه های برابری زنان را در قانون اساسی محکم کنند. در دوران نازیسم دوباره نقش زن در حد مادر و زن خانه دار تبلیغ شدو تقلیل یافت و جنبش زنان به شدت آسیب دید تا اینکه در سال 1949 در آلمان دموکراتیک(غربی)» الیزابت سلبرت» تلاش کرد تا قوانین ضد تبعیض را دوباره در قانون اساسی بگنجاند. بعد از تقسیم آلمان به دو قسمت، زمانی که جنبشهای زنان در آلمان غربی به شدت ضعیف شده بود، آلمان شرقی قانون اساسی خود را بر پایه تئوری های مارکسیستی بنیان نهاد با این مفهوم که تعالی انسان به استعداد ها و شخصیت فرد در رابطه با کاری که در جامعه انجام می دهد مربوط است و نه به جنسیت افراد. حزب اتحاد سوسیالیستی در آلمان شرقی بنا را براین گذاشته بود که زنان هم مانند مردان بتوانند خلاقیتهای انسانی خود را نشان دهند و بتوانند در احزاب کارگری نقش عمده داشته باشند. در قانون اساسی آلمان شرقی حقوق زنان چه در زندگی خصوصی و چه در حوزه های عمومی تضمین شده بود. مدارس و دانشگاههای مختلف برای به دست آوردن مهارتهای شغلی کاملا فراهم بود و گذراندن مدرسه پلی تکنیک برای دختران و پسران اجباری بود . امکانات آموزشی چه برای دختران و چه پسران به بهترین شکلی و بدون تبعیض ارائه می شد. دهه شصت قرن بیستم در آلمان غربی ، دهه جنبش های دانشجویی و زنان بود . به عنوان نمونه، زنان ، از دانشجو تا زنان خانه دار و شاغل همگی برای به دست آوردن حق سقط جنین تظاهرات می کردند. آنها دوباره به تبعیضی که بر آنها روا می شد آگاه شده بودند و خواستار این بودند که بر جسم خود اراده و اختیار داشته باشند. زنان یاد گرفته بودند خودشان را از زیر بار قدرت جامعه مرد سالار آزاد کنند و چارچوب جدیدی را بنا نهند که در آن خودشان را در رابطه و ازدواج با یک مرد معنی نکنند. و به این ترتیب نهادهای مختلف زنان در همین زمان بنا نهاده شد.

با حرکت های رهایی طلبانه زنان کم کم پایه های قدرت مرد سالارانه هم در جامعه آلمان ضعیف شد. تصویری که از یک مرد تا قبل از دهه شصت ارائه داده می شد اینگونه بود: مرد بودن برابر است با خلاقیت، مسوولیت، انسانیت. یک مرد در ادبیات، هنر، موزیک، خلاق و تولیدگر است، مرد حامی زن و کودکان است، او کاشف و عاقل است و تمام پیشرفت های بشری مرهون و مدیون مردان است. این تصویری بود که از مرد ارائه می شد و پذیرفته هم می شد. اما با شروع حرکت های فمینیستی این تصویر از مرد شکسته شد. و جنبه های منفی قدرت و تسلط مردانه در طی قرون از پرده بیرون افتاد: نابود کننده طبیعت، تولید گراسلحه های کشتارجمعی، کوته بینی تکنو کرات ها(فن سالاری) ، خشونت علیه زنان و کودکان.

رهایی طلبی زنان نشان داد که مرد محوری و ساختار تفکر مردانه دیگر کارکردی ندارد، وقتی از طرف زنان قابل پذیرش نباشد.


Advertisements

Written by manshoma

فوریه 10, 2009 در 2:51 ب.ظ.

نوشته شده در زنان. فمینیسم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: