من و شما

2.اوباما در برلین

with one comment

دو گزارش از سخنرانی اوباما در برلین

طبق آمارگیری انجام شده 75 درصد مردم المان خواهان به قدرت رسیدن اوباما هستند دربرابر 14 درصد که طرفدار مک کین می باشند. استقبال بی سابقه مردم المان از اوباما هم تاییدی است بر این مدعا

Image and video hosting by TinyPic

2.

کوشش کردم تا حد ممکن به محل سخنرانی نزدیک بشوم، اما همچون صد ها تن دیگر که کوشش می کردند تا در حد دیدن سخنران از دور، حتی به محل سخنرانی چشم بدوزند، نا موفق بودم. سه سمت چهار راه زیگه زویله(ستون پیروزی ) برلین را کاملا بسته و از نزدیک شدن افراد تا حد 500 متری به محل سخنرانی با نرده هابندی کامل ممانعت به عمل آورده بودند. تمام منطقه داخل پارک «تی گارتن» مملو از ماموران پلیس پیاده و یا اسب سوار بود. اغلب مراجعه کنندگان به شدت از این محدودیت ناراحت و ناراضی بودند و تا حد اعتراض به ماموران پلیس با آن ها بحث می کردند. صد ها تن از مراجعه کنندگان ویلان و سر گردان از مسیر داخل پارک می کوشیدند تا به محل سخنرانی نزدیک شوند، ولی بعداز طی حتی ساعت ها دور قمری در اطراف محوطه، نا موفق و با غرولند دوباره ازمحلی که حرکت کرده بودند سر در می آوردند. 95% حاضرین در سخنرانی جوانان بودند. اغلب دانشجو و دانش آموز. در بین این جوانان تعداد قابل توجهی از جوان غیر آلمان مشاهده می شد. تعداد حاضرین سیاه پوست قابل توجه بود، که اغلب کوشش می کردند با تظاهرات و شعار ها حضور خود را بیشتر جلوه بدهند. یک خانم سیاه پوست در حین پوشیدن لباسی به رنگ پرچم آلمان در بخش پشت بدنش که کاملا عریان بود نوشته بود: اوباما به برلین خوش آمدی. حاضرین شرکت کننده در سخنرانی علاوه بر قشر های دانشجو و دانش آموز شامل اقشار روشنفکر هم می شد. در صحبتی که با دو نو جوان دختر حدود چهارده ساله داشتم از آن ها پرسیدم که چرا به این سخنرانی آمده اند؟ آنها می گفتند که چون اوباما آدم «جالبی» است. پرسیدم که اگر جرج بوش هم این جا سخنرانی می کرد شما می آمدید گفتند ابدا.

با یک مامور پلیس صحبت کردم و وضعت را پرسیدم. گفت که در ساعت چهار بعد از ظهر فقط 200 نفر در این جا جمع شده بودند و ما تصور می کردیم که تعداد قابل توجهی نخواهند آمد اما همین طور که رسانه های خبری اعلام کرده اند الان حدود 200 هزار نفردر این جا جمع شده اند. جالب این بود که برخلاف معمول خود مامور پلیس مرد هم از اوباما طرفداری می کرد.

در صحبت با دو خانم حدودا سی ساله پرسیدم که دلیل آمدن شما به این سخنرانی چیست؟ یکی از آن ها گفت خوب اوباما که صحبت بکند ارزش آمدنش را دارد. پرسیدم مگر فرقی هم می کند که اوباما باشد یا جرج بوش؟ یکی از آن ها با تعجب پرسید: یعنی می گوئی فرقی نمی کند؟ گفتیم من هم موافقم که فرق می کند. این خانم گفت من به سهم خودم به اوباما شانس این را می دهم تا ادعا های خودش را ثابت کند. خانم همراه او با خنده گفت ما دانشجو هستیم. اگر جرج بوش در این جا سخنرانی می کرد از او با گوجه فرنگی و تخم مرغ استقبال می کردیم، من الان می بینم که در این جا آلمانی های مسن حضور ندارند در حالی که در مسابقات فوتبال جام اروپا در سه ماه قبل در همین محل تعداد قابل توجهی از آلمانی های مسن هم حاضر می شدند، که البته اشاره ایشان به این بود که قشر جوان آلمانی کمتر محافظه کاروبیشتر مدرن است. ایشان هم برنامه های اوباما مثل دوستش مثبت ارزیابی کرد و گفت که باید دید ایشان در صورت رسیدن به مقام ریاست جمهوری آمریکا چکار خواهد کرد

Advertisements

Written by manshoma

ژوئیه 26, 2008 در 10:21 ق.ظ.

نوشته شده در گزارش, سیاست

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. Entry for July 19, 2007
    امپریالیسم، ارتجاع وما

    امپریالیسم به دستبردهایش درسراسرجهان ادامه می دهدومبارزه های ضّدامپریالیستی نیز بناچارپای گرفته وبه اشکال گوناگون رخ می نمایند، زیراهرکنشی راواکنشی است که ازذات هستی ریشه می گیرد.

    امپریالیسم به سرکردگی امپریالیسم آمریکا که در دنیائی بی رقیب به مرض هاری مبتلاشده است، کشورهای مجاورما، عراق وافغانستان راکه مردمانشان به آسانی تن به تمکین نمی دهندویران ساخته است. درعراق که منابع سرشاری ازنفت داردودرافغانستان که مسیری برای انتقال نفت وگازآسیای میانه است، نبردی سهمگین درگرفته است، نبردی که توده های مردم باجان ومال خودتاوان آن رامی پردازند، نبردی که برآیندآن برسرنوشت آیندۀ میهن ماایران تأثیری ژرف وبی واسطه دارد. حتاپیش از نمایش شبهه برانگیز 11 سپتامبر2001، محافل تئوری پردازامپریالیسم آمریکالزوم به زیرسیطره درآوردن کامل مناطق نفت خیزپیرامون خلیج فارس رابرای تضمین ادامۀ سلطۀ خودبه رکن اصلی سیاست خارجی آن کشورتبدیل نموده بودند.

    دراین معرکه رژیم اسلامی ایران که ازنبود پشتیبانی اکثریّت مردم کشوراز خودآگاه است، برای ادامۀ موجودیّت اش به سه شگردعمدۀ سیاسی دست زده است که اوّلین آن جلب حمایت» دبلیوتی او»می باشد. شاخص این عمل خصوصی کردن بسیاری ازمؤسسه های بزرگ ملی کشوراست، تاشایدبادرباغ سبزنشان دادن به کلان سرمایه های جهانی، سپری ازآن هادربرابرتهاجم احتمالی بخش مالی- نظامی امپریالیسم وژاندارم منطقه ای آن اسرائیل بوجودآورد. دوّم، ایجادجاروجنجال درموردحمایت ازخلق زیرستم فلسطین ومردم منطقه دربرابردست اندازی های اسرائیل است، عملی که درنبوددولت های مستقل ومردمی دربه اصطلاح جهان اسلام، با استقبال توده های وسیع مردم کشورهای عرب ومسلمان مواجه شده ووجهه ای برای رژیم ایران به همراه آورده است. سّوم، گره زدن حّق مسلم استفادۀ مسالمت آمیزازانرژی هسته ای، باتمایلات ملی گرایانۀ ایرانی است که در نتیجۀ سیاست تبعیض آمیزامپریالیسم تاحدودی موّفق بوده است.

    امّا مبارزات ضّدامپریالیستی تنهابه خاورمیانه وآسیا منحصرنمی شوند. مردم آفریقاوآمریکای لاتین که تجربه هائی دردناک وطولانی از تجاوزات وغارتگری های امپریالیسم دارند، بامبارزات خودتوانسته انداینجاوآنجابه ایجادحکومت های مردمی گوناگونی دست بزنند. این کشورهاکه صحنۀ مبارزه های واقعی ضّد امپریالیستی وضّدسرمایه داری اوج گیرنده ای بوده وپی در پی به کشف وخنثی نمودن توطئه های سیاسی، اقتصادی واجتماعی سازمان های متفاوت امپریالیستی مشغولند، به ناچاردرصحنۀ جهانی به مبارزه باحیلۀ» تفرقه بیندازوحکومت کن» امپریالیسم کشانده شده اند. نتیجه به مراوده های اقتصادی وسیاسی گوناگونی میان این کشورهاوجمهوری اسلامی انجامیده ودیدارچهره هائی چون فیدل کاسترو، نلسون ماندلا، هوگوچاوزودانیل اورتگا راازایران به همراه داشته است. این سفرهاخشم برخی ازمحافل روشنفکری و چپ ایران رانسبت به این رهبران پیشروومردمی شناخته شده به دنبال داشته است، خشمی که ناشی از کینۀ برحق آن هابه رژیم فاسدوجابراسلامی است ودود برخاسته از شعله های آن، گاه چنان دیده را تار می کند که فرد را به همپالگی باایادی امپریالیسم می کشاند. آن ها ضرب المثل معروفی را که سده ها وردزبان مردم کشور ما بوده است به فراموشی سپرده اند، ضرب المثلی که می گوید: دشمن ِ دشمن ِ مادوستِ ماست. دشمنی که امپریالیسم است و دشمن آن نه به اجبارسوسیالیست ها که مرتجعین، بنیادگرایان مذهبی، فئودال هاو سرمایه داری ملیّ نیز می توانند باشند.

    درصحنۀ نبردسهمگینی که میان امپریالیسم وضّدامپریالیست ها درگرفته است ما باداشتن نیروئی پراکنده وضعیف نمی توانیم بی طرف بمانیم، زیراهم خودنابودمی شویم وهم آنانی که تنورهای جنگ راگرم نگه می دارند، یعنی توده هاراتنهاوبی پناه به جامی گذاریم. دراین میانه اگربپذیریم که وجود، ادامۀ تسلط وجابجائی نیروهای واپسگرا بسته به وجودامپریالیسم است، پس باید دشمن اصلی را به زیرسایه نبرده ومبارزۀ خویش را به بیراهه نکشانیم. می گویند جمهوری اسلامی نمی تواندضّدامپریالیست باشد، این درست نیست، زیرااین رژیم هم اکنون درحال مبارزه باامپریالیسم است. دیدن این مبارزه نیازمنددیدۀ بسیارتیزبینی نیست. امّااین که آیااین رژیم می تواندمبارزه با امپریالیسم راژرفاداده وآن را به مبارزه برای رفاه همۀ مردم تبدیل کندجواب منفی است واین مهّم از ذاتِ آن برنمی آید.

    بایدازسلامت مردم و از سرپابودن کارخانه ها، مزارع و مؤسسات گوناگونی که متعلق به جامعه انددفاع کرد. بایدازسقوط مبارزۀ طبقاتی – که بار دیگر درایران شکل می گیرد- به سطح مبارزۀ جنگلی برای رفع نیازهای اوّلیۀ حیوانی- بدانگونه که درعراق رخ می دهد- جلوگیری کرد. نباید گذاشت ایران با ویران شدن خود حلقۀ استثمارواستعمارامپریالیستی رادرمنطقه کامل کند. مبارزین راه سوسیالیسم پیش ازهمه میهن پرست هستند. مبارزینی که برای تأمین آمال ومقاصدسیاسی خودتاپای کشتارهمگانی مردم وویرانی کشورایستاده انداگربخود نیایندازسوی توده ها طرد خواهندشد. زمانی که رژیم درپی اتحاد همۀ مردم نیست، نیروهای پیشروومردمی باید این وظیفه را به عهده بگیرند، زیراکه امپریالیسم از مردم متحّد واهمه دارد.

    Sayed

    ژوئیه 26, 2008 at 9:50 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: