من و شما

دایی جان ، سرتیپ می خواهد آرایشگرها را بیندازد به جان هم

with 2 comments

«تفرقه بیانداز و حکومت کن» را می گویند یک سیاست انگلیسی است. بقول «مش قاسم» خودمان در سریال دائی جان ناپلئون «دروغ چرا؟ تا قبر آ، آ، آ!»

چرا یاد این سیاست و آن سریال افتاده ام؟ برای اینکه یک مصاحبه خواندم از مدیرکل اماکن نیروی انتظامی خودمان که ادای دائی جان سرهنگ را در همان سریال فراموش نشدنی دائی جان ناپلئون در آورده و گفته:

«آرایش برخی مردان به حدی زنانه شده که موجب اعتراض شدید آرایشگران آرایشگاههای زنانه شده است.«

البته دائی جان سریال پیچ در پیچ و عجیب جمهوری اسلامی ارتقاء درجه گرفته و سرتیپ انتظامی است و نامش هم «محمد علی نجفی».

دائی جان سرتیپ خیلی انگلیسی و سیاستمدارانه به خبرنگاران گفته:

«برخی از آرایشگاههای زنانه نسبت به آرایش زنانه مردها، به نیروی انتظامی شکایت کردند و نیروی انتظامی بر اساس وظیفه خود به شدت با این آرایشگاه ها برخورد خواهد کرد. این آرایشگرهای زنانه می گویند، چرا آرایشگاههای مردانه، آقایان را به سبک زنانه آرایش می کنند و زیر ابرو آنان را بر می دارند در حالی که این کار ماست و اگر قرار است آقایان این کار بکنند، پس بیایند ما برایشان انجام دهیم.»

اختلاف خط سیاسی و دولتی و حکومتی و اصولگرائی و اصلاح طلبی کم بود، حالا با این سیاست باید آرایشگرها هم بیفتند به جان هم.

نگفتم «کار انگلیس هاست؟»

لینک به خبر

Advertisements

Written by manshoma

ژوئیه 22, 2008 در 9:26 ب.ظ.

نوشته شده در Uncategorized

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. شما در کامنتی اين رژيم را با هيتلر مقايسه کرديد من جائی نخوندم هيتلر خود را نماينده خدا بر روی زمين معرفی کرده باشد. شما انگار فراموش کرديد که اين جنايتها رو به نام اسلام و در راه خدا انجام ميدهند مقايسه شما بسيار اشتباه است. از شما میپرسم اين تفکر را از چه منشآئی گرفتن که بعد از شکنجه يا کشتن کسی وضوع ميگرند و بعد نماز ميخوانند يا همين تجاوز بر اساس چه مکتبی اين را انجام ميدهند-۲ -یا گفتيد خیلی از پدرها و مادرهای ما ادمهای معتقدی بودند و آزارشان به مورچه هم نمی رسید تعريف شما از آزار چست مگر همین پدرها و مادرهای ما ارمنی را نجت نميدانستند و هر کنتاکی رو با انها حرام نميدانسند با يهودی چه برخوردي ميکردن شما خاطرات يهوديان را دز ايران خونده ايد من که خونده ام اساس شرم تنفر کردم . من هم با فحاشی موافق نيستم ولی با نقد تمام مقدسات دينی که زندگي مليونها انسان ايرانی را تباه و سياه کرده با تمام وجود دفاع ميکنم-

    kiana

    ژوئیه 23, 2008 at 9:32 ب.ظ.

  2. #

    خانم کیانا از بحث های سازنده و مستدل استقبال می کنم. مرسی. . اما یک سوال دارم آیا با این دیدگاه ریشه ای و رادیکال به دین می توان کاری کرد؟ اصلا می توان دین را کاملا حذف کرد. نهادی که طی هزاره ها به دلیل کارکردی که داشته هنوز هم پابر جاست؟تنها کاری که می توان کرد به قول همان هموطنان ارمنیمان گاماس گاماس.دین را از نهاد سیاست جدا کرده شامل یه رفرم فرهنگی کرد. چیزی که گاهی از ان به نام رنسانس اسلامی نام می برند. دین را که اساسا الان دیگر در اروپا امری خصوصی و قلبی است به ان سو سوق داد تا دست در نده خویان را برای توجیه کارهایشان با توجیه دین کوتاه کرد. خوب خانم کیانا گرامی این بحث باز است اگر موردی هست خوشحال می شوم بنویسید

    ضمنا خانم کیانا منظور من از پیش کشیدن هیتلر این بود که چگونه یک نهاد قدرت می تواند زیر لوای ناسیونالیسم المانی یاحکومت مذهبی مرتکب جنایت شود.منظور قدرت فاسد است که می تواند زیر چادر مذهب و یا ناسیونالیزم و یا هر چیز دیگری خود را توجیه کند همین و بس

    manshoma

    ژوئیه 24, 2008 at 6:25 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: