من و شما

حاج آقا ذوالنور!!

with 5 comments

همه می دانیم که احمدی نژاد نماینده چماقدارانی بود که در تجمعات بروی مردم، زنجیر و تیغ می کشیدند. و متاسفانه در پی کمال گرایی غیر منطقی ایرانی ها، که با تفکر همه چیز یا هیچ در انتخابات مشارکت نکردند، رییس جمهور ایران شد. تبعات ریاست جمهوری ایشان جامعه را دچار فاجعه ای کرد که اظهر من الشمس است و مردم در ایران معلوم نیست تا کی باید هزینه های سنگین این انتخاب نامعقول را که نتیجه خالی کردن صحنه بود، بدهند.(حتی تقلب را هم با حضور گسترده می شد خنثی کردو یا تا ثیرش را کمترکرد) .میدانم مردم در ایران انقدر زیر فشارند که گاهی به زمین و زمان فحش می دهند از اصلاح طلب تا محافظ کار و…. اما فکر می کنم ما حق نا امید شدن نداریم و راهی دیگری هم نداریم. سپردن جامعه به امواج سهمناک باری به هر جهت، مملکت را به جایی می برد که عرب نی نینداخت و هر روز بدتر از دیروز خواهد شد. همانطور که حالا می بینیم. درفرصتی دوست دارم مقایسه ای اجمالی و کلی از دوران خاتمی و احمدی نژاد داشته باشم و فاجعه دوران احمدی نژاد را در عرصه های سیاسی داخلی، سیاست خارجی، اقتصاد و معیشت مردم، فرهنگ و هنر و زنان، مطبوعات و… بررسی کنم. شما هم اگر مواردی به نظرتان می رسد برایم بنویسید . در این میان نوشته ای را در وبلاگ تورجان خواندم. که از یک معمم و مدرس در قم و در ضمن از سران چماقدار وابسته به دولت مهرورز می نویسد و بسیار در خور توجه و خواندنی است. بخوانید و خود قضاوت کنید مملکت را به دست چه کسانی سپرده ایم

حاج آقا ذوالنور

یکی از پدیده های شگفت انگیزی که در سالیان تحصیل حوزوی ام در قم دیده ام، جناب حجة الاسلام مجتبی ذوالنور است. وی که تا چندی پیش فرمانده تیپ مستقل امام صادق(ع) قم (بسیج طلاب و روحانیون سراسر کشور) بود، اخیراً به ریاست ستاد حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه منصوب شده است. در سال های نخست دولت خاتمی، وی یکی از رهبران اصلی پشت پرده تجمعات و اعتراضات حوزوی علیه دوم خردادی ها بود. در واقع فرماندهی عملیاتی این اعتراضات را را بر عهده داشت و به خوبی هم از عهده این کار برآمد. دوران طولانی حضور وی در تیپ، منجر به رشد روز افزون لجستیکی و تأثیرگذاری بر فضای حوزه شد. این امر حتی به نگرانی مدیران حوزه منجر شد و روابط بسیج حوزه با مدیران ارشد حوزه چندان مساعد نبود. تندروی های سیاسی و عملکرد جناحی ذوالنور و زیردستانش، به عقیده مدیران حوزه، سبب افت تحصیلی طلاب و تخریب وجهه حوزه می شد و از این رو با ایجاد نهادی موازی به نام «مسؤول فرهنگی» در مدارس حوزه، در صدد کنترل فضای فرهنگی و سیاسی مدارس و محدود سازی اختیارات تیپ امام صادق (ع) بر آمدند. یکی از افتخارات جناب ذوالنور، مهارت وی در فنون رزمی بود! وی افتخار می کرد که در برابر توهین کنندگان به روحانیت، با بهره گیری از این فن، آنها را زمین گیر می کند!!؟ در همین راستا بود که در زمان فرماندهی وی، باشگاه مجهزی برای آموزش فنون رزمی به طلاب و روحانیون حوزه تأسیس شد! این در حالی بود که شخص ذوالنور برای سخنرانی و توجیه سیاسی طلبه ها وقت نمی گذاشت و به سختی می شد او را برای سخنرانی راضی کرد! اگر چه در جلساتی که وی سخنرانش بود، مشتی اتهامت بی مدرک و غیر مستند متوجه اصلاح طلبان می شد. ذوالنور در همین جلسات معدود، با بیان تند و گزنده اش بدترین فحاشی ها را نثار مخالفانش می کرد. به یاد دارم در جلسه توجیهی طلاب برای سازماندهی اعتراضات حوزوی علیه کنفرانش برلین در اردیبهشت 79، وی با مرتد خواندن حسن یوسفی اشکوری، نام او را مشابه عبارت ترکی « اشّک بَری» – یعنی همانند الاغ- دانست و یوسفی اشکوری را نیز به این حیوان محترم تشبیه کرد!!؟ در جریان حمله و تصرف حسینیه و دفتر آقای منتظری نیز وی در سایه پشتیبانی آقایان یزدی و مقتدایی (رییس وقت قوه قضائیه و دادستان وقت کل کشور) که اکنون اولی رییس جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه و دومی مدیر حوزه علمیه قم شده اند، فرماندهی پشت پرده این جریان را به عهده داشت. همان روزها کیهان خبر داد که قرار بوده دختر خردسال ذوالنور از سوی باند مهدی هاشمی ربوده شود که این توطئه خنثی شده است! اگرچه بعدها چنین مسأله ای فراموش شد!

یکی از شاهکارهای آقای ذوالنور، نقل قولی بود که وی از آیت الله حسن زاده آملی کرده بود. وی ادعا کرده بود که آقای حسن زاده در یک همایش گفته اند که آقای خامنه ای از لبان مبارک امام زمان دستور می گیرد و همه اقداماتش به دستور ولی عصر است! این خبر را آن روزها در تیراژ وسیعی منتشر کرده بودند، به گونه ای که تبدیل به یک خبر متواتر و قطعی شده بود! یک سال بعد از انتشار این خبر، آقای حسن زاده را رو به روی حرم دیدم که از من خواست تا در رد شدن از خیابان کمکش کنم. پس از رد شدن از خیابان فرصت را غنیمت شمرده و با اینکه در قطعیت ادعای ذوالنور تردید نداشتم، از خود آیت الله حسن زاده موضوع را جویا شدم. ایشان بلافاصله با ناراحتی و عصبانیتی عجیب، مسأله را تکذیب کردند و گفتند که برای تکذیب این نقل قول، تا دفتر کار ذوالنور هم رفته اند. دفتر وی در پادگانی در حاشیه غربی قم قرار داشت. آقای حسن زاده حتی اسم آقای ذوالنور را هم به اشتباه، ذوالقدر گفت که من یادآور شدم اسم این فرد، ذوالنور است که با تأیید علامه مواجه شد. ایشان گفت که شبانه به محل کار ذوالنور رفته و او را بازخواست کرده که من کجا چنین سخن و ادعایی کرده ام؟! پاسخ ذوالنور شنیدنی بوده است! وی به علامه حسن زاده گفته که ما نوار این سخنرانی شما را داریم!!؟ آقای حسن زاده که با عصبانیت و دلخوری زاید الوصفی برایم سخن می گفت، حرف جالبی هم زد که این روزها کارکرد فراوانی دارد! ایشان گفت که مگر می شود کسی با این ادعاها (ارتباط با امام زمان) بالا برود؟! مگر ارزش انسان به این چیزهاست؟!

بعدها از یکی از سربازانی که در پادگان تیپ امام صادق خدمت می کرد، شنیدم که آقای حسن زاده، بنده خدا با آن سن و سالش شبانه به این پادگان رفته و با عصایش به در می زده و در محوطه پادگان بر سر جناب ذوالنور داد می زده و به شدت عصبی بوده است.

اکنون پس از گذشت 8 سال از آن روزها، ذوالنور پس از بسیج گسترده حوزه به نفع احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری، قم را به قصد تهران ترک کرده و ارتقای رتبه یافته است. او چند روز پیش از احمدی نژاد خواست که بقیه بازمانده های دولت های قبلی را اخراج کند! بهتر است خودتان اینجا را بخوانید!

Advertisements

Written by manshoma

ژوئن 28, 2008 در 11:33 ق.ظ.

نوشته شده در Uncategorized

5 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. سلام
    ممنون از لطفتون
    امکانش هست بیشتر با شما آشنا بشم؟

    فتحی

    ژوئن 28, 2008 at 2:11 ب.ظ.

  2. salam aghaye fathi

    man sepide hastam wa dar alman zendeghi mikonam
    khoshhal misham ke hamishe az tajorobita wa nazarate shoma estefade konam
    email man hast

    manshoma

    ژوئن 30, 2008 at 8:06 ق.ظ.

  3. دراین کشور مردم عادی اگر کاری کنند که به مذاق حکومتیان خوش نیاید جرم هست واگرنه منتصبین آنان هر کاری کنند اشکالی ندارد

    رضا

    ژوئن 30, 2008 at 10:35 ب.ظ.

  4. امروزه وظیفه تمام میهن پرستان که به ایران عشق می ورزند بخصوص صاحبان رسانه مثل شما که توانایی داشتن یک سایت اینترنتی هستید دنباله قضیه پالیزدار را بگیریداز مردم و آگاهان به اینگونه مسائل پشت پرده بخواهید که افشاگری های خود انجام دهند تا اینکه شاید یک روزی پیش آید وضع نابسامان معیشت این ملت فقیرسرو سامان پیدا کند . شما را به آنچه که می پرستید قسمتان می دهم بخاطر مردم بخاطر اینکه این فقردامان یک خانواده دیگر را نگیرد این مسائل را دنبال کنید شاید باهمت شما عزیزان دست های آلوده به سرمایه های ملت ایران کوتاه گردد من نمی دانم چگونه آنچه راکه در دلم می گذردو آن فریادم را بزبان آورم خدا می داند بغضی در گلویم فشرده شده که می خواهم فریاد بزنم که این حق ملت ایران نبود که این انقلاب را سرانجامش دادند و بیست و نه سال دارند از آن حمایت می کند آیا باید یک عده اینگونه منافع اقتصادی را برای خود مصادره کنند آیا این حق ما مردم است که عده ای خاص انقلاب را به نفع خود مصادره اش کنند متشکرم

    رضا

    ژوئن 30, 2008 at 10:36 ب.ظ.

  5. تو ارزش نداری از حسن زاده آملی حرف بزنی

    ناشناس

    اوت 5, 2009 at 9:04 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: